امانت
بخش آخر : الهیات دانش در قرآن

حقیقت اسلام، آنگونه که امروز درک و عرضه میشود، اغلب در اثر گذر زمان و لایههای تأثیرات فرهنگی که طی قرنها بر آن انباشته شدهاند، در هالهای از ابهام قرار گرفته است. ازاینرو، یکی از مهمترین و فوریترین چالشهای پیش روی امت اسلامی آن است که روشهایی را طراحی و به کار گیرد که بتوانند این لایههای تاریخی و فرهنگیِ انباشتهشده را کنار بزنند و بدینوسیله، شفافیت فکری و معنوی اصیلی را که اسلام برای بشریت به ارمغان آورد، دوباره کشف کنند.
این امر مستلزم شناسایی مقاطع و نقاط مشخصی در تاریخ است که در آنها فرسایش فرهنگی و افول تمدنی بهتدریج بر پویاییِ استدلال و سختگیری فکری و نیز چشمانداز اخلاقی اسلام غلبه کرده و آن را تحتالشعاع قرار داده است.
اگر اسلام حقیقت است آنگونه که مسلمانان باور دارند پس این حقیقت نباید صرفاً در قالب گفتار اعلام شود، بلکه باید در عمل و سلامت و تمامیت فکری پیروان آن نیز به اثبات برسد. اسلام سنتی منفعل یا صرفاً تأملگرا نیست؛ بلکه دینی عمیقاً عملمحور و دربرگیرنده یک شیوه جامع زندگی است. شدت و اهمیت این مسئولیت الهی بهروشنی در آیه زیر از قرآن بازتاب یافته است:
«ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه کردیم، اما آنها از پذیرفتن آن سر باز زدند و از آن هراس داشتند؛ ولی انسان آن را بر دوش گرفت. همانا او بسیار ستمگر و بسیار نادان بود»
(قرآن، ۳۳:۷۲)
این انسان (الإنسان) بود که جرئت کرد بار این امانت الهی را بر دوش گیرد. اما این امانت (amānah) چیست؟ امانت، همان قرآن و تمامی الزامات و مقتضیات آن است: هدایت الهی، مسئولیت اخلاقی و وظیفه برپایی عدالت. چنانکه قرآن تأکید میکند:
«و همه چیز را بهروشنی و تفصیل بیان کردهایم»
(قرآن، ۱۷:۱۲)
اگر همه چیز در قرآن بهروشنی تبیین شده است، پس روش و مبنایی که مسلمانان باید برای جستوجوی حقیقت—بهویژه در مسائل دارای اهمیت اخلاقی و اجتماعی—به کار گیرند، باید از خود قرآن آغاز شود.
موضوع اصلی این بحث، یعنی نقش و جایگاه زنان در معرفتشناسی و رهبری اسلامی، به همین امانت بنیادین مرتبط است. این امر ما را با پرسشی اساسی مواجه میکند: آیا مسئولیت این امانت (amānah) منحصراً بر عهده مردان است، یا زنان نیز بهطور برابر در حمل و تحقق آن مشارکت دارند؟
پاسخ این پرسش را نمیتوان بر اساس پیشفرضهای فرهنگی یا ساختارهای اجتماعی به ارث رسیده ارائه کرد. این پرسش باید با بازگشت به منبع اصلی، یعنی قرآن، و با بهکارگیری پرسشگری و استدلال عقلانیِ ریشهدار در سنت فکری اسلامی پاسخ داده شود.
برای آغاز این بررسی، استدلالی ساده اما قدرتمند و منطقی را بر اساس آیه قرآن درباره امانت (۳۳:۷۲) مطرح میکنم:
مقدمه اول: امانت (amānah) یک مسئولیت الهی است که به مخلوقات مختلف آسمانها، زمین، کوهها و انسانها عرضه شد.
مقدمه دوم: مخلوقات غیرانسانی از اراده آزاد و ظرفیت عقلانی لازم برای بر دوش گرفتن این امانت برخوردار نبودند و امتناع آنان از پذیرش آن، ناشی از ترس از ناتوانی در انجام این مسئولیت بود (چنانکه در تفسیر طبری و دیگر تفاسیر کلاسیک توضیح داده شده است).
مقدمه سوم: انسان (insān)، که از اراده آزاد و عقل برخوردار است، این امانت را پذیرفت. بااینحال، توصیف انسان بهعنوان موجودی ستمگر و نادان نشان میدهد که او در صورت فقدان هدایت و دانش، گرایش به شکست در انجام این مسئولیت دارد.
نتیجه: از آنجا که ایفای امانت الهی مستلزم برخورداری از ظرفیت عقلانی و اخلاقی است، و از آنجا که جهل این ظرفیت را تضعیف میکند، کسب دانش برای همه انسانها از جمله زنان ضروری است؛ زیرا زنان نیز بهطور برابر در حمل این امانت الهی سهیماند. این استدلال نشان میدهد که بار اخلاقی و معرفتیِ امانت، جنسیتی نیست. اگر پذیرش این امانت بر عقلانیت و اختیار انسانی استوار باشد و اگر دانش کلید رهایی از ستم و جهل باشد، در آن صورت زنان نیز صرفاً به دلیل انسان بودن، در این مسئولیت الهی ذیحق و ذیسهمی برابر هستند. بنابراین، طلب دانش صرفاً یک حق نیست، بلکه شرطی ضروری برای تحقق هدف خودِ زندگی است. دانش نیروی بنیادینی است که نظم اخلاقی و فکری جهان را حفظ میکند. در بخشهای بعدی، هر یک از این مقدمات را با جزئیات بیشتری بررسی خواهم کرد و با بهرهگیری از شواهد قرآنی، تاریخی و منطقی، از نتیجهگیری خود پشتیبانی خواهم کرد؛ و نشان خواهم داد که دانش نهتنها یک مسئولیت مشترک است، بلکه جنبهای ذاتی از جایگاه و هویت زن در اسلام به شمار میآید. زنان دریافتکنندگان منفعل فیض و رحمت الهی نیستند؛ بلکه مشارکتکنندگانی فعال در حفظ و تحقق پیمان امانت الهی هستند. ازاینرو، طلب دانش برای آنان امری اختیاری یا فرعی نیست؛ بلکه برای تحقق چشمانداز اسلام از جامعه انسانی، ضروری و اجتنابناپذیر است.



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.