زن دانشمند | مادر اندیشمند
توحید · امانت · تزکیه · حسن خلق · احسان

امانت

بخش هشتم: دانش؛ کلید ادای امانت الهی در مردان و زنان

انجمن مادرانه۳۱ سنبله ۱۴۰۵۵ دقیقه مطالعه

انسان‌ها، از جمله زنان، باید دانش را پرورش دهند تا امانت الهی را به انجام رسانند؛ زیرا جهل توانایی آنان را برای پایبندی به هدایت الهی تضعیف می‌کند.

 بنابراین، نتیجه منطقی این بحث چنین است: زنانِ برخوردار از دانش، مشارکت‌کنندگانی اختیاری یا حاشیه‌ای در ادای امانت الهی نیستند؛ بلکه مشارکت آنان ضروری، برابر و جدایی‌ناپذیر است. امور این جهان، تحقق عدالت و برپایی نظم اخلاقی نمی‌توانند در شرایطی پایدار بمانند که زنان ناآگاه یا از مشارکت کنار گذاشته شوند. تنها از طریق مشارکت مشترک، آگاهانه و هدفمند مردان و زنان است که بشریت می‌تواند امیدوار باشد مسئولیتی را که با اراده خود پذیرفته است، به‌درستی به انجام رساند.

 پذیرش امانت الهی (al-amānah) از سوی انسان‌ها، تعهدی عمیق در سطح هستی‌شناختی و اخلاقی است که آمادگی عقلانی، اخلاقی و معنوی را طلب می‌کند. همان‌گونه که در مقدمات پیشین بیان شد، قرآن و سنت اسلامی به‌طور مستمر دانش را معیار تعیین‌کننده‌ای معرفی می‌کنند که انسان را قادر می‌سازد این بار مسئولیت را بر دوش گیرد. بدون دانش، ظرفیت اخلاقی لازم برای پایبندی به هدایت الهی از میان می‌رود و در نتیجه، انسان در معرض همان شکستِ ناشی از ستم و جهل قرار می‌گیرد که قرآن نسبت به آن هشدار داده است.

 قرآن بارها علم (ʿilm) را اساس انجام مسئولیت‌های الهی معرفی می‌کند. آیه ۹ سوره زمر می‌فرماید: «بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند برابرند؟» این آیه بر برتری اخلاقی و معرفتی صاحبان دانش تأکید دارد. همچنین، آیه ۸۹ سوره نحل، قرآن را «بیانگر هر چیزی، و هدایت و رحمت و بشارتی برای مسلمانان» توصیف می‌کند و نشان می‌دهد که هدایت را نمی‌توان از فهم و آگاهی جدا کرد.

 آیه ۳۶ سوره اسراء نیز هشدار می‌دهد: «و از آنچه بدان علم نداری پیروی مکن؛ زیرا گوش و چشم و دل، همه مورد پرسش قرار خواهند گرفت.» این آیات یک اصل بنیادین در معرفت‌شناسی قرآنی را تثبیت می‌کنند: امانت الهی را نمی‌توان به‌صورت کورکورانه به انجام رساند. ادای این امانت مستلزم مشارکت و درگیری عقلانی، آگاهی و فهم است. ظرفیت انسان برای کسب دانش، او را از دیگر آفریده‌ها متمایز می‌سازد و برای انجام مأموریت الهی او ضرورتی اساسی دارد.

 پیامبر محمد ﷺ نیز بر دانش به‌عنوان یک وظیفه دینی برای همه مسلمانان تأکید کرده است. در سنن ابن ماجه (حدیث ۲۲۴) آمده است: «طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.» علما بر این باورند که این حکم هم مردان و هم زنان را دربرمی‌گیرد و افزون بر دانش دینی، دانش‌های دنیویِ ضروری برای انجام مسئولیت‌های فردی و اجتماعی را نیز شامل می‌شود.

 رابطه پیامبر ﷺ با عایشه (رضی‌الله‌عنها)، که بیش از دو هزار حدیث را روایت کرد و خود از عالمان برجسته فقه و احکام اسلامی به شمار می‌رفت، نشان می‌دهد که زنان نیز به همان اندازه در مسئولیت حفظ و ادای این امانت از طریق دانش سهیم‌اند. پیامبر ﷺ همچنین آموزش را در مدینه در اولویت قرار داد و در ازای آموزش سواد و خواندن و نوشتن، آزادی برخی اسیران جنگی را فراهم کرد (صحیح بخاری، کتاب ۵۹، حدیث ۱۳۹).

 این نمونه‌ها نشان می‌دهند که پیامبر ﷺ بنیانی تمدنی ایجاد کرد که در آن عاملیت اخلاقی و مسئولیت‌پذیری از دانش جدایی‌ناپذیر بود؛ یعنی برخورداری از دانش شرط اساسی برای آن بود که انسان بتواند مسئولیت اخلاقی و الهی خود را به‌درستی انجام دهد.

 در فقه اسلامی، فرض عین (farḍu ʿayn؛ واجب عینی) شامل دانشی است که برای انجام اعمال واجب، مانند نماز، روزه و برقراری عدالت، ضروری است. اصول اصول فقه (uṣūl al-fiqh) بر این مبنا استوار است که اعمال تنها زمانی صحیح و معتبر خواهند بود که فرد نسبت به شرایط و الزامات آن‌ها آگاهی داشته باشد. امام غزالی در احیاء علوم الدین تصریح می‌کند که جهل یک بیماری است و دانش تنها درمانی است که می‌تواند صداقت، اخلاص و درستی عمل را تضمین کند.  

 ابن‌رشد (Averroes) نیز در فصل المقال از سازگاری عقل و وحی دفاع می‌کند و بر این باور است که پژوهش و استدلال عقلانی برای فهم شریعت الهی ضروری است. از منظر کلامی نیز دانشمندانی همچون فخرالدین رازی تأکید کرده‌اند که عقل (ʿaql) نخستین قوه‌ای است که از طریق آن مسئولیت‌پذیری انسان در برابر خداوند تحقق می‌یابد. بنابراین، بدون دانش، انسان در ادای امانت الهی ناکام می‌ماند و در معرض آن قرار می‌گیرد که مصداق «ظَلُومًا جَهُولًا» (ẓalūman jahūlan؛ بسیار ستمگر و بسیار نادان) شود.

 با توجه به مقدماتی که مطرح شد، روشن می‌شود که امانت الهی صرفاً یک استعاره معنوی نیست، بلکه مسئولیتی واقعی و اخلاقی است که به ظرفیت عقلانی، اخلاقی و ارادی نیاز دارد. این مسئولیت به انسان سپرده شد، زیرا او از اراده آزاد و عقلانیت برخوردار است؛ ویژگی‌هایی که سبب می‌شوند انسان در برابر انتخاب‌ها و اعمال خود مسئول باشد. بااین‌حال، همین ظرفیت عظیم برای تعالی و کمال، در صورت فقدان دانش و فهم صحیح، انسان را در معرض شکست نیز قرار می‌دهد.

 اکنون، اگر دانش همان چیزی است که انسان را برای انجام مسئولانه این امانت توانمند می‌سازد، در نتیجه باید پذیرفت که هم مردان و هم زنان، به‌عنوان انسان‌هایی برابر، باید از این دانش برخوردار باشند. هیچ مبنای منطقی‌ای برای این فرض وجود ندارد که تنها مردان مسئول حفظ و ادای مسئولیت الهی باشند، در حالی که زنان باید منفعل یا ناآگاه باقی بمانند. این امانت تنها به مردان سپرده نشده است؛ بلکه به تمام بشریت سپرده شده است. محروم کردن زنان از دسترسی به دانش یا جلوگیری از رشد و پرورش توانایی‌های آنان، در واقع توانایی جمعی انسان‌ها برای ادای این امانت را تضعیف می‌کند.

 افزون بر این، پیچیدگی‌های جهان ــ از چالش‌های اخلاقی گرفته تا ضرورت برقراری عدالت، رحمت، رهبری، شفقت و حقیقت ــ مشارکت همه ذهن‌های توانمند را ضروری می‌سازد. زنان نیز که به همان اندازه از عقل و حس اخلاقی برخوردارند، نه‌تنها توانایی مشارکت در این مسئولیت را دارند، بلکه برای تحقق کامل آن ضروری‌اند. جامعه‌ای که نیمی از ظرفیت اخلاقی خود را سرکوب می‌کند، در حقیقت پایه‌های وجودی خود را تضعیف می‌سازد. امانت الهی چنان گسترده، مقدس و سرنوشت‌ساز است که نمی‌توان آن را تنها بر دوش بخشی از بشریت گذاشت.

 بنابراین، نتیجه منطقی این بحث چنین است: زنانِ برخوردار از دانش، مشارکت‌کنندگانی اختیاری یا حاشیه‌ای در ادای امانت الهی نیستند؛ بلکه مشارکت آنان ضروری، برابر و جدایی‌ناپذیر است. امور این جهان، تحقق عدالت و برپایی نظم اخلاقی نمی‌توانند در شرایطی پایدار بمانند که زنان ناآگاه یا از مشارکت کنار گذاشته شوند. تنها از طریق مشارکت مشترک، آگاهانه و هدفمند مردان و زنان است که بشریت می‌تواند امیدوار باشد مسئولیتی را که با اراده خود پذیرفته است، به‌درستی به انجام رساند.

→ بازگشت به مقالات

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً با احترام و در چارچوب ادب اسلامی بنویسید.