امانت
بخش هفتم: انسان و چالش ادای امانت

درباره مقدمه سوم: انسان (Insān) که از اراده آزاد و عقل برخوردار است، امانت را پذیرفت؛ اما ماهیت «بسیار ستمگر و بسیار نادان» او، مگر آنکه با دانش هدایت شود، خطر شکست در ادای امانت را به همراه دارد.
در جهانبینی قرآنی، insān (انسان) آفریدهای منحصربهفرد است که از عقل (ʿaql)، اختیار و اراده آزاد (ikhtiyār) و ظرفیت یادگیری برخوردار است. این تواناییها از یک سو، ظرفیت و استعداد انسان را در مقایسه با دیگر آفریدهها ارتقا میدهند، اما از سوی دیگر، او را در معرض خطر شکست اخلاقی قرار میدهند. بدون هدایت صحیح و دانش کافی، این ظرفیتها بهآسانی میتوانند به بیعدالتی و جهل منجر شوند.
قرآن این ماهیت دوگانه انسان را در آیات متعددی تأیید میکند. برای نمونه، میفرماید: «و خداوند همه نامها را به آدم آموخت...» (بقره، ۲:۳۱). این آیه در تبیین این اصل بنیادین است که دانش نخستین موهبت الهی به انسان بوده است. بر اساس دیدگاه مفسران کلاسیکی همچون فخرالدین رازی و طبری، این دانش تنها شامل نامگذاری اشیای مادی نبود، بلکه توانایی درک مفاهیم انتزاعی، طبقهبندی و تشخیص اخلاقی را نیز دربرمیگرفت. همین تعلیم الهی بود که آدم را از نظر کارکرد و قابلیت، هرچند نه از نظر ذات و ماهیت، بر فرشتگان برتری بخشید.
بااینحال، قرآن در عین حال اذعان میکند که انسان ذاتاً در معرض فراموشی، تجاوز از حدود و خطا قرار دارد. در سوره طه (۲۰:۱۱۵)، خداوند میفرماید: «و پیش از این از آدم پیمان گرفته بودیم، اما او فراموش کرد و در او عزمی استوار نیافتیم.» این آیه آسیبپذیری وضعیت انسانی را برجسته میکند؛ انسان ممکن است ابزارهای عقلانی لازم را در اختیار داشته باشد، اما اگر این ابزارها با انضباط، حافظه و وضوح اخلاقی همراه نباشند، ممکن است کارایی خود را از دست بدهند. فراموشی حضرت آدم نمادی از خطاپذیری انسان است؛ حتی هنگامی که انسان از دانش الهی برخوردار شده باشد.
این تنش میان ظرفیت و خطر در سوره اسراء (۱۷:۱۱) نیز منعکس شده است: «و انسان همانگونه که خیر را میطلبد، شر را نیز میطلبد؛ و انسان همواره شتابزده است.» در اینجا شتابزدگی (ʿajalah) بهعنوان یکی از ویژگیهای برجسته انسان معرفی میشود. ابنکثیر توضیح میدهد که انسانها به دلیل طبیعت عجول و تکانشی خود، غالباً چیزی را که تصور میکنند خیر است دنبال میکنند، بیآنکه واقعاً شناخت و درک کافی از آن داشته باشند؛ مگر آنکه بهوسیله وحی هدایت شوند.
این شتابزدگی نشان میدهد که عقل بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید بهوسیله دانش، صبر و هدایت الهی تنظیم و هدایت شود. قرآن بهطور مستمر میان موفقیت اخلاقی و برخورداری از دانش و بهکارگیری صحیح آن ارتباط برقرار میکند. برای مثال، سوره زمر (۳۹:۹) بهصورت پرسشی میفرماید: «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟» پاسخ ضمنی این پرسش، منفی است؛ یعنی از منظر قرآن، میان فرد برخوردار از دانش و فرد فاقد دانش، از حیث جایگاه معرفتی و ظرفیت عمل، برابری وجود ندارد.
این آیه همچنین بر معرفتشناسی قرآنی تأکید میکند که بر اساس آن، صاحبان دانش نهتنها از جایگاه بالاتری برخوردارند، بلکه توانایی بیشتری نیز برای انجام مسئولیتهای الهی دارند. تفاسیر کلاسیک، از جمله تفسیر قرطبی، تأکید میکنند که این دانش باید شامل آگاهی از فرامین الهی و قدرت تشخیص اخلاقی باشد، نه صرفاً مهارت یا تخصص فنی.
افزون بر این، دانش پایهای است که تقوا (taqwā؛ خداآگاهی) بر آن بنا میشود. قرآن در سوره فاطر (۳۵:۲۸) میفرماید: «... تنها از میان بندگان خدا، کسانی از او میترسند که اهل دانشاند...» این آیه بهطور مستقیم میان مسئولیتپذیری اخلاقی و آگاهی معرفتی پیوند برقرار میکند. بدون علم (ʿilm)، ترس از خدا یا تقوا سطحی خواهد بود و تصمیمگیری اخلاقی به امری بدون معیار و دلبخواهی تبدیل میشود.
ازاینرو، قرآن علم را نه یک امر تجملی یا صرفاً امتیازی اضافی، بلکه پیششرطی برای انجام مسئولیتهایی میداند که بهطور ویژه بر عهده انسان قرار گرفتهاند. در نهایت، نیاز انسان به هدایت الهی در سوره انسان (۷۶:۳) بهصراحت بیان شده است: «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شکرگزار باشد و خواه ناسپاس.» این آیه بار دیگر تأکید میکند که اگرچه انسان از هدایت و تواناییهای لازم برخوردار شده است، انتخاب نهایی همچنان بر عهده خود اوست. بااینحال، این آیه در عین حال نشان میدهد که بدون هدایت الهی (hidāyah)، پیمودن و حفظ مسیر درست صرفاً بر اساس دریافت و تشخیص عقلانی انسان امکانپذیر نیست.
ازاینرو، قرآن تأکید میکند که انسان، با وجود برخورداری منحصربهفرد از عقل و اراده، در صورت فقدان دانش و هدایت الهی، از نظر اخلاقی و وجودی در معرض خطر قرار دارد. توانایی انسان برای یادگیری و تشخیص اخلاقی، او را از دیگر آفریدهها متمایز میسازد؛ اما همین تمایز، مسئولیت بیشتری را نیز بر عهده او میگذارد.
بدون علم (ʿilm)، انسان همچنان در برابر بیعدالتی و ستم (ẓulm) و جهل (jahl) آسیبپذیر خواهد بود. بنابراین، کسب و بهکارگیری دانش نهتنها یک فضیلت اخلاقی، بلکه ضرورتی الهی برای انسان است.



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. نخستین نفر باشید.